شایلینشایلین، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

شایلین جون

واکسن 2 ماهگی

روز ١٧ تیر ماه با مامان و مامانجونم رفتیم مطب دکتر لسانی. بعد از معاینه دکتر ٢ تا آمپول روی پاهام زد من خیلی گریه کردم  آخه خیلی دردم گرفت ولی وقتی اومدیم خونمون دیگه گریه نکردم و خوابم برد .
4 آبان 1392

تولد یک ماهگی

تولد یک ماهپی من با تولد ٣٥ سالگی بابا همزمان شد مامانم روی کیک یه عروسک کوچولو ام واسه من گذاشته بود من و بابام باهم کلی عکس گرفتیم
4 آبان 1392

تولد من

من شایلین کوچولو هستم که روز شنبه چهاردهم اردیبهشت ماه سال ١٣٩٢، ساعت ٨:٠٥ صبح در بیمارستان شرکت نفت تهران، با دستای خانم دکتر منصف اصفهانی مهربون، بدنیا اومدم . من گریه میکردم اما همه خندیدن و خانم دکتر گفت: وای خانم محمدی چه دختر خوشگلی... وقتی مامانم صدای گریه منو شنید از بس که خوشحال شدگریه کرد... آخه مامانم خیلی منو دوست داره... خانوم پرستارا تند تند منو شستن و منو پیچیدن توی یه پارچه سبز، دیگه گریه نکردم و منو بردن که مامانمو ببینم، مامانم میگه همینطور که تو بغل خانوم پرستاره بودم با چشمای ریزم به مامانم نگاه میکردم بعدم  منو بردن تو یه اتاق دیگه و بهم یه لباس خوشگل صورتی پوشوندن و بعد رفتم پیش مامانم اونجا با...
29 مرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شایلین جون می باشد